المحقق الأردبيلي

130

اصول دين ( فارسى )

اينها اعتماد نبايد كرد تا امر ظاهر و روشن شود . و السلام . [ ردّ ادلّهء مخالفان در خلافت خليفهء اوّل ] و اما دليلى كه مخالفين ذكر كرده‌اند بر حقيّت امامت ابى بكر در كتب معتبر خود مثل شرح تجريد و شرح مواقف اين است كه گفته‌اند كه : « ما را دو وجه است بر امامت ابى بكر : اول آنكه دليل بر امامت ، نصّ مىبايد يا اجماع ؛ نصّ نيست ، اما دربارهء ابى بكر به اجماع و اما در مادهء حضرت امير به واسطهء آن جوابها كه شنيدى ( يعنى از دليلهايى كه بر امامت امير المؤمنين گفته شده ) و اجماع بر غير ابى بكر نيست به اتفاق امت . پس امام او باشد » « 1 » . و بر هيچ عاقل مخفى نيست بطلان اين دليل از چند وجه : اول آنكه شايد دليل ديگر باشد غيرنصّ و اجماع مثل دليل عقلى - و آن گذشت . ديگر آنكه در مادهء حضرت امير نصّ است چنان كه دانستى با ضعف جوابها . ديگر آنكه بر تقديرى كه اجماع بر غير ابى بكر نباشد ، لازم نمىآيد كه اجماع بر ابى بكر باشد ؛ چه مىتواند بود كه بر هيچكس اجماع نباشد . « دوم آنكه اجماع شده بر حقّيّت امامت ابى بكر يا على يا عباس ، و ايشان با ابى بكر نزاع نكردند . پس امامت ابى بكر بر حق باشد » « 2 » . و ضعف اين دليل در كمال وضوح است ؛ چه در اينجا دعواى عدم نزاع حضرت دارند و معلوم شد قبل از اين‌كه حضرت نزاع كرد

--> ( 1 و 2 ) . شرح المواقف ، ج 8 ، ص 354 .